X
تبلیغات
نماشا
رایتل

.... ارشد هوش مصنوعی ....

..:::مث تمبر به هدفی که داری بچسب:::..سال ۱۳۹۵ سال برآورده شدن آرزوها.... علم،پناه و عزت و راهنماست.امام علی(ع)

به بهانه ی روز عشق...پیشکش دوستان گلم...

سلام خدمت تمام دوستان

میخاستم این پستو رمز بزارم اما  ممکنه نتونم رمزو به مخاطب های خاص این نوشته م برسونم برا همین عمومی گذاشتم.

اول مطلب بگم ک تاآخر مطلب رو بخونید بعد قضاوت کنید و از همون اولای مطلب از دستم دلخور نشید...


"این پست تقدیم ب بهترین دوستانم لیلا و امل و زینب و فاطمه"


روز 5 اسفند "ولنتاین ایرانیان عزیز" مبارک!

ولنتاین تنها روز عشاق نیست بلکه

روز همه ی کسانی ست که با آنها خاطره داریم و دوستشون داریم:

Happy Vlentaine ُs Day


  

-------------------

پ.ن.1:

مث شیشه شدم...مث شیشه!!!!

تلنگر نوشتن این پست رو یکی از دوستان دوران ابتداییم ب نام "فاطمه" زد...از پنجم ابتدایی تا آذرماه امسال تو کتابخونه فاطمه رو ندیدم.پنجم ایتدایی ک بودیم فاطمه اینا از محل و مدرسه ما رفتن  و من دیگه خبری ازش نداشتم تا اینکه اواخر آبان ماه ک تصمیم گرفتم جدی جدی درس بخونم رفتم کتابخونه.اونجا بود ک فاطمه رو بعد از چند سال دیدم،اونم برای ارشد حقوق درس میخوند.

یادم میاد از همون بچگی از عرب زبانها میترسیدم و اصلا حس خوبی نسبت ب اونا نداشتم یادمه دوران کاردانی همه ی حواسمو میدادم ک تو ماشینی ک عرب هست سوار نشم.تصوراتی ازشون داشتم ک همشون با حرف مردم بود و چیزایی ک خودم دیده بودم نبود.تا اینکه همون ترم اول کارشناسیم با 2تا از بچه ها خیلی دوست و صمیمی شدم ک عرب زبان بودن و اصالتاً عرب!شدن از بهترین و عزیزترین دوستام...

وقتی خونه هاشون رفت و آمد کردم اونوقت فهمیدم ک چقد فکر و حسم نسبت ب اونا بد بوده(شرمنده م بخدا!!!)...فوق العاده مهربون،خونگرم،صمیمی و بامرام و آخر معرفت و دوستی...خانواده های ماه و محترم و باشخصیت...فوق العاده با ایمان و با اعتقاد...من همیشه فک میکردم عربهای عزیز بی دین و ایمان هستن(بخدا نمیدونم چرا همچین فکری میکردم!!!) اما وقتی خونواده هاشون رو از نزدیک دیدم نظرم 180 درجه عوض شد، از این رو ب اون رو!

برای تمام قوم ها همینجوره چه لر چه بختیاری چه عرب چه تُرک و چه کُرد...همه قابل احترامن و آداب و رسوم دوست داشتنی خاص خودشون رو دارن...اصالت خودم هم هنو مشخص نیست نه لر هستم نه بختیاری نه عرب نه کُرد و نه تُرک...نمیدونم والا این چه نوعشه!بیخیال،مهم اینه ک ایرانیم....ایرانم رو عشقههههههههههه!!!!!!!!

این فاطمه ی عزیزم ک درموردش گفتم هم عرب زبان بود،دوست و همبازی دوران بچگیم ک پاک فراموشش کرده بودم.خدارو شکر حالا ک از امل و لیلا دور شدم فاطمه رو نزدیکم دارم...فوق و العاده صمیمی و مهربون و دلسوز و باوفا! آخر دوستی و رفاقت...

امل و لیلای عزیزم خیلی دلم واستون تنگ شده...واسه مهربونیا و شوخیهای لیلا،خنده های زیبا و مهربونی بیش از حد امل...واسه لحظه های شاد اون روزی ک من و زینب و شما رفتیم زیارت حضرت دانیال نبی...شب هم من و زینب پیش امل موندیم اما لیلای بامعرفت رفت...خدایا چه خانواده ی مهربون و خودمونی داشتن!عاشق همچین خانواده هایی هستم جون میدن واسه مسافرت رفتن همراه اونا...آخ جون نون گرمی ک صبحونه خوردیم ...یادش بخیر اون شب،شب نذری پزون خونه ی لیلا اینا...من و زینب و لیلا و امل،بعد هم ظرف شستن من و زینب ...بهترین لحظات دوران کارشناسیم رو تو اون شرایط بد روحیم کنار این دوستان داشتم و تا زنده ام یادم نمیره...درود بر لیلا و امل و فاطمه ی عزیزم و همه ی عرب زبان های گل وطنم!

بی انصافیه ک مهربونی بقیه بچه های کلاس رو از یاد ببرم عفت عزیزم،الهام جون،عسل،سوگند،آزاده مهربونم،مهسای گلم،شیوای گلی خودمممممممممم،شیرین جون،ندا و ناهید عزیزم...

----------------


ما رسم دوستیمان مثل نان نیست 

که گرمش در سفره ی دل باشد و 

سرد و بیاتش سهم نمکی!

چه گرمای حضورتان و چه سرمای نبودنتان را دوست دارم...

[ 5 - اسفند‌ماه - 1392 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ MA ]

[ 2 نظر ]