X
تبلیغات
نماشا
رایتل

.... ارشد هوش مصنوعی ....

..:::مث تمبر به هدفی که داری بچسب:::..سال ۱۳۹۵ سال برآورده شدن آرزوها.... علم،پناه و عزت و راهنماست.امام علی(ع)

برای ارشدی ها(2)...روش مطالعه موازی

با سلام

مطلبی ک میخام بزارم فکر کنم قبلا تو وب گذاشتم اما اشکال نداره برای ارشدی های 92 مجدد این مطلب رو میزارم.این مطلب رو از وب ارشدخان تهیه کردم ک چندسالی میشه با وبشون آشنایی دارم اما متاسفانه یکی دو سال میشه تعطیلش کردن.براشون آرزوی موفقیت دارم...

دوستانی ک میخان واسه کنکور ارشد اصولی مطالعه کنن این مطلب بدردشون میخوره و توصیه میکنم حتما حتما با دقت بخونن...

-----------------------

روش مطالعه موازی

 برای درس خواندن و مطالعه دو بازه داریم :
1- بازه نزدیک کنکور(از مهر ماه).
2- بازه طولانی مدت(بعد از اعلام نتایج ارشد یعنی حول و حوش اردیبهشت یا  خرداد).

 در بازه طولانی مدت باید درس ها را بالانس (تراز، متوازن) کرد و در بازه کوتاه مدت کنکوری خواند.

یعنی باید برای درس های ستاره دار ، درس های سخت یا درس هایی را که می دانید می توانید خوب بزنید ولی برای مطالعه شان وقت کم گذاشتید را باید متوازن کنید. یعنی سطح آنها را باید به سطح درس هایی که مسلط هستید برسانید و وقتی که همه این دروس به یک سطح قابل قبولی رسیدند همه را با هم جلو می بریم.

این توازن برقرار کردن برای درسهایی است که تصمیم نهایی را درموردشان گرفته اید. یعنی مطمئن شده اید که این درس ها را حتما می خوانید. چون ممکن است که  درسهایی را کلا حذف کنید و اصلا نخوانید.

پس درس های مسلط  و غیرمسلط را تقسیم بندی کرده و همه را به یک سطح رسانده و بعد همه این دروس را با هم(موازی) جلو می بریم و مطالعه می کنیم.

مثلا  فرض کنید درس نظریه زبان برای شما درس سختی نبوده ، منتها به دلایلی نتوانسته اید این درس را در طول ترم بخوانید و این پتانسیل را در خودتان می بینید که اگر این درس را بخوانید، موفق می شوید  پس از الان (هرچه زودتر بهتر، مثلا اوایل تابستان یا زودتر)برنامه ریزی کنید و تا مهر ماه نظریه را به حدی برسانید که در دروس دیگر مسلط هستید و بعد این درس را با دروس دیگر به صورت موازی جلو ببرید. اگر به این سطح رسیدید اصطلاحا به آن Trade Off  می گویند.

در کل بازه (طولانی  و فشرده) باید به یک حد به نام  Trade Off  برسید و از آن به بعد حرکت می کنیم به سمت موازی پیش رفتن.

خب حالا فرض کنید بنا به هر دلیلی نتوانسته اید به سطح  Trade Off برسید یعنی مثلا در طول تابستان یا هر زمان دیگری قبل از مهرماه نتوانسته اید در دروسی که فکر می کنید لازم بوده مسلط باشید مسلط نشده اید، حالا تکلیف چیست؟
در اینصورت باید  در موازی خواندن Trade Off را انجام داد که البته کار یک مقدار مشکل می شود.

در واقع در موازی خواندن هدف و مسیر مشخص است و آن هم کنکور است.

با یک مثال جلو می رویم:

 فرض کنید که درسهایی که نمی خواهید بخوانید و یا می خواهید بخوانید را مشخص کرده اید و چند درس را هم به سطح Trade Off رسانیده اید. خب حالا مجموع این دروس را بین  روزهای هفته تقسیم کنید.
مثلا صبح تا ظهر یک درس ، عصر به بعد یک درس و همین طور تا روزهای دیگر دروس را تقسیم بندی کنید.
خب در طول هفته این درس ها را موازی جلو رفته اید. حالا جمعه یک آزمون از خودتان بگیرید. می توانید یا خودتان از خودتان آزمون بگیرید یا در آزمون هایی شرکت کنید.

حالا چرا آزمون :
در روش یادگیری یک حافظه کوتاه مدت داریم و یک حافظه پایدار. وقتی یک مطلبی را می خوانید سریعا به حافظه کوتاه مدت  می رود منتها به مرور زمان به سمت فراموشی می رود. پس باید به طریقی پایداری مطالب بیشتر شود که دراین روش، آزمون کمک بسیار زیادی به این امر می کند. می توانید پایان هر ماه هم یک آزمون کلی از خودتان بگیرید. در واقع این همان روش لایتنر است.

خب دوستان گرامی همان طور که کاملا مشخص است این روش کلی صحبت می کند و در واقع چگونه خواندن و چند ساعت خواندن و ... آن به خود ما مربوط میشود چون خودتان شرایط خودتان را بهتر می دانید فقط باید توجه کنید که  این دروس را موازی پیش ببرید.

در دوره Trade Off برقرار کردن کلاس کنکور رفتن خوب است، ولی در دوره ای که می خواهید بخوانید کلاس کنکور خیلی خوب نیست و ...

خب دوستان این هم از روش مطالعه موازی.

 ----------------------------------

و اما داستان کوتاه:

هیچگاه نگویید که خداوند فراموشتان کرده

داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملاً تاریک شد.
به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند .پس کوهنورد همانطور که داشت بالا میرفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد..
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیاش را به یاد میآورد. داشت فکر میکرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سکوت، چاره ای نداشت جز اینکه فریاد بزند:
“خدایا کمکم کن”. ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ - نجاتم بده.
- واقعاٌ فکر میکنی میتوانم نجاتت دهم.
- البته تو تنها کسی هستی که میتوانی مرا نجات دهی.
- پس آن طناب دور کمرت را ببر
برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت!!
و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده که طناب را رها کرده باشید؟
هیچگاه به پیامهایی که از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شک نکنید.
هیچگاه نگویید که خداوند فراموشتان کرده یا رهایتان کرده است.
هیچگاه .....

-----------------------

پ.ن.1:

گآهـے دِلَـتـــ از سن و سالت مےگیرد

میخواهے کودکـــ باشے

کودکے بهـ هر بهانهـ ای بهـ آغوشـِـ غَمخوارے پناهـ مے بَرَد

و آسودهـ اَشک مے ریزد

بُــزُرگــــ کهـ باشے

بایَد بغض هآے زیادے را بـےصدآ دفن کنے ...

[ 2 - اردیبهشت‌ماه - 1391 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ MA ]

[ 6 نظر ]