X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

.... ارشد هوش مصنوعی ....

..:::مث تمبر به هدفی که داری بچسب:::..سال ۱۳۹۵ سال برآورده شدن آرزوها.... علم،پناه و عزت و راهنماست.امام علی(ع)

مصاحبه نفر اول معماری کامپیوتر۹۰

سلام 

اینم یه انگیزه ....تورو خدا درس خوندن به این شیرینی...درس خوندن غم و غصه های آدمو با خودش میبره...آی که چه کیف میده درس بخونی و واقعا به بار علمیت اضافه شه و بتونی برای اطرافیانت مفید واقع بشی... (باتشکر از دوست بزرگوار ،جناب آقای me)

=======

ضمن  تبریک ویژه به جناب آقای مهندس هادی مردانی به سبب کسب رتبه یک شما دوستان عزیز را به مطالعه این مصاحبه گرم و صمیمی دعوت میکنم:

ضمن معرفی خودتان بفرمایید چه رتبه ای در چه رشته‌ای از کنکور کارشناسی ارشد کسب نموده اید:

هادی مردانی کمالی هستم رتبه یک کنکور کارشناسی ارشد گرایش معماری کامپیوتر(سخت افزار) فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی و داوطلب کلاسهای کارشناسی ارشد نصیر

آیا فکر میکردی رتبه یک شوی؟

 راستش بعد کنکور  خیلی اظهار نظر راجع این مسئله مشکل بود چون امسال خیلی کنکور سخت بود به خصوص درسهای مشترک  سئوالها یک کم اذیت می کرد.

مثل درسهای معماری و ساختمان داده واقعا سخت بودن  من هم در درس  معماری قوی بودم ولی درسرجلسه  اذیت شدم و سیستم عامل هم سخت بود از کنکورکه  بیرون اومدم نامید ترین آدم دنیا بودم و واقعا هیچ حسی نداشتم و فقط این فکر و می کردم که چه واحدی رو برای سال دیگه نگه دارم البته روز دوم کنکورخیلی بهتر بود.  من همیشه ریاضی و دروس تخصصی نقطه قوتم بود و باز ریاضی رو خوب دادم

روز دوم تخصصی ها رو که زدم خوب بود یه خورده آروم شدم  ولی هرگز انتظار نداشتم که چنین رتبه ای کسب کنم و فقط انتظار داشتم که رتبه دورقمی بیارم ودانشگاه صنعتی شریف قبول بشوم .

چطور شد که تصمیم گرفتی ادامۀ تحصیل بدی؟

حتی از موقعی که دوران ابتدایی درس می خوندم دوست داشتم تا بالاترین مقطع درس بخونم همون موقع هم دوست داشتم تا دکترا درس بخونم

•از چه زمانی تصمیم گرفتی در آزمون ارشد شرکت کنی؟

من اصلا قصد نداشتم 4 ساله درسمو تموم کنم و کنکور بدم ولی خوب وقتی کم کم پیش رفتم دیدم دور از دسترس نیست.  تقریبا از بهمن ماه پارسال عزمم رو جزم کردم که برای آزمون 90 شرکت کنم و تصمیم گرفتم از همان موقع هم درس بخونم

آیا سال گذشته هم در کنکور شرکت کرده بودی؟

سال 89 هم بصورت آزمایشی ثبت نام کردم ولی خوب شرکت نکردم

درس خواندن رو از چه زمانی شروع کردی؟ 

........ 

اگه میخوای ادامه مصاحبه رو بخونی و کارنامه ی این رتبه ی یک رو ببینی ... 

برو ادامه ی مطلب

درس خواندن رو از چه زمانی شروع کردی؟

درس خوندن به صورت جدی از شهریور شروع کردم ولی اگه بخوام توضیح دقیقتری بدم،  درسهای ریاضی رو از مرداد شروع کردم چون زمان زیادی از پاس کردن اونا تو دانشگاه میگذشت و دوست نداشتم با استرس خوندن درسی که نسبت بهش تسلط کمتری داشتم رو از شهریور شروع کنم به همین علت ریاضی‌‌ها رو تابستون خوندم که یه ذره راحتتر بتونم درسا رو ادامه بدم .

شهریور ماه دیگه خیلی جدی شروع کردم به درس خوندن فکر میکردم که دیگه دیر شده چون واحدهای درسی دانشگاه یعنی درحدود 15واحد درسی  هم داشتم به همین علت ترس این رو داشتم که شاید دیر شروع کردم ولی خوب همه درسها رو هم  نمره خوبی گرفتم.

روزی چند ساعت درس می‌خواندی؟

به طور میانگین روزی 6تا 7 ساعت درس میخوندم ولی خوب این ثابت نبود روزایی می شد که شاید یک ساعت درس میخوندم ولی روزهایی هم بود که مثلا شبم به صبح وصل میشد و کاملا بستگی داشت به اینکه در چه حال و هوایی باشم و چه حسی داشته باشم بعضی روز ها کاملا خسته بودم و حس درس خوندن نبود و بعضی روزها هم با انرژی بودم و حسش بود

ولی از روز اول شهریور تا روز کنکور فکر نکنم روزی بود که اصلا درس نخونده باشم مثلا روزهایی بود که واقعا دوست نداشتم درس بخونم و سراغ کتاب برم ولی میرفتم یک درس تکراری که کامل بلد بودم رو میخوندم که لااقل این فکر تو ذهنم بوجود نیاد که امروز درس نخوندم و بگم که فردا میخونم و فردا دوباره بگم حسش نیست فردا میخونم و همینطور چند روز عقب بندازم چون به طور طبیعی اگر شما چند روز درس نخونید واقعا بعدش دوباره شروع کردن به درس سخته

همه چی عادته و من عادت کرده بودم که درس بخونم و روزهایی که دیگه حسش نبود درسهایی رو میخوندم که بلد بودم تا خسته نشم و از درس زده نشم

آیا در درس خاصی ضعف داشتی؟

درسهایی مثل ساختمان داده و سیستم عامل نمیتونستم باهاشون برخورد خوبی داشته باشم و بیشتر ضعف داشتم البته سیستم عامل بیشتر و تو کنکور هم از 6سئوال هیچ سئوالی رو جواب ندادم .

اتفاق می‌افتاد در حین خواندن برای کنکور خسته شوید و حوصله درس خواندن نداشته باشید؟

اتفاق که زیاد میافتاد خسته شم و اصلا حوصله درس خوندن نداشته باشم در چنین مواقعی فقط درسهایی که بلد بودم رو تکرار میکردم به خصوص درسهای ریاضی چون اگه یه مدت نخونی از فکرت میپره به دلیل فرمولی بودن اینکار دوفایده داشت هم اینکه درسهایی که بلد بودم یک دوره کرده بودم و بیشتر تسلط پیدا می کردم و هم اینکه اوقاتی که حس درس خوندن نبود رو تلف نکرده بودم و از درس خوندن جدا نشده بودم.

اگر زمان به عقب بر می گشت چه کاری در دوران آمادگی برای کنکور انجام نمی دادید و چه کاری را بیشتر انجام میدادید؟

اگه روز قبل از کنکور از من این سئوالو میپرسیدید میگفتم وقت بیشتری روی سیستم عامل میگذاشتم ولی الان راضیام چون بالاتر از رتبه یک دیگه نمیتونستم بشم:) 

از چه کتاب ها و منابعی  بیشتر استفاده کردید؟

در مورد ریاضی،از کتابهای آقای کریمی استفاده میکردم و واقعا لذت میبردم . وقتی این کتاب رو میخوندم واقعا هیچ کمبودی احساس نمی کردم.

و توی دروس مشترک وقتی کلاسهای دکتر اجلالی رو می رفتم دیگه هیچ نقصی نداشتم وقتی با شک و شبهای روی یک مسئله به کلاس میرفتم در انتهای کلاس میدونستم دیگه اون موضوع کاملاً برام روشن میشه

مدارهای الکتریکی مهندس کهن نقش بسزایی در ایده داشتن در این درس و آشنایی با تکنیک های سریع حل مدار داشت همچنین از  جزوههای اساتید نصیر آقای کارگهی  در درس نظریه زبان ها و آقای  سید جوادی  در درس طراحی الگوریتم استفاده کردم که من حیث المجموع از کیفیت عالی برخوردار بودن .

اگه بخوام بگم سه تا درس رو از نظر زمانی کمتر خونده باشم  یکی مدار  منطقی که سرکلاس آقای اجلالی میرفتم  , الکترونیک دیجیتال و وی ال اس آی که دروس تخصصی هستن که اغلب بچه ها  توش ضعف دارن , یعنی مشکلی که بچه ها تو رشته معماری دارن میشه گفت دروس تخصصیه !من به شخصه نمونه کارنامه زیاد دیدم که خیلی از بچهها شاید ریاضی و دروس مشترک رو  خوب میزنن ولی همشون دروس تخصصی رو سفید گذاشتن چون ترس دارن از رفتن به طرف درسهایی مثل مدار مثل الکترونیک دیجیتال و وی ال اس آی که تقریبا همه تو یک سطح هستن و همه پایشون مدار الکتریکی و مدارالکترونیکی هستش ولی واقعا مهندس کهن در درس مدارالکتریکی و دکتر نیکوبین در دروس الکترونیک دیجیتال و  وی ال اس آی که خیلی هم همینجا ازشون تشکر میکنم ایشون عالی بودن و چیزی در تدریس کم نگذاشتن که شاید 66.7 درصد در این دروس گواهی بر این مدعاست که باز هم از هر دو این عزیزان تشکر میکنم .

در دورۀ کارشناسی ات چه جور دانشجویی بودی؟ 

دردوره کارشناسی یک دانشجوی معمولی بودم ولی بعضیا  منو درسخون صدا میکردن ولی اصلا راجع خودم اینجوری فکر نمی کردم:)و اصلا برای نمره درس نمی خوندم و هدفم تنها یادگیری دروس بود.

چه چیز هایی باعث می شد که برای قبولی انگیزه داشته باشی؟

اوایل فکر میکردم که سربازی معاف می شم انگیزه خیلی خوبی بود و همینطور هدفی که همیشه برای زندگی خودم داشتم و اون  این بود که مدارج علمی رو طی کنم و تو بهترین دانشگاه درس بخونم ، اینها خیلی بهم انگیزه میداد.

در‌آن ایام تفریح هم داشتی؟

یه سری از آدمها تک بعدی هستند یعنی فقط درس میخونن و تفریحی ندارن

ولی من آدمی هستم که با دوستانم بیرون میرفتم و تفریح داشتم حتی بازیهای کامپیوتری هم انجام میدادم تا کاملا روال عادی داشته باشم واز استرس درس خوندن بدور باشم.

البته روزهایی که دانشگاه میرفتم هم خیلی خوب بود که با دوستان خوب خودم بودم و  از خستگی درس خوندنم بسیار کم میکرد.

وقتی درس میخوندم فقط تمرکزم روی درس بود و وقتی تفریح میکردم دیگه فکر درس نبودم فقط تفریح میکردم تا افکار منفی از ذهنم پاک شه و یک آدم پر از انرژی بشوم

در پایان در ابتدا از پدر و مادر عزیزم که همه ی شرایط عالی و موردنیاز رو در طول دوره ی آماده سازی کنکور برای من فراهم کردند و از هیچ لطف و محبتی بر من دریغ نکردند سپاس گزارم و دستان پرمهرشان را می بوسم , همچنین از آقای دکتر اجلالی و همچنین آقای مهندس کهن به خاطر زحمات ارزشمندشان در ارائه مطالب در این دوران و همچنین آقای دکتر تحسیری که لطف بسیار زیادی در دانشگاه در ترم منتهی به کنکور به من داشتن تشکر میکنم . 

اینم از کارنامه ی ایشون: 

[ 25 - تیر‌ماه - 1390 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ MA ]

[ ]